عید همتون دوستان مبارک
سلام به همه عزیزان
عید همتون مبارک باشه
انشاالله سال خوب و پر باری همراه با موفقیت و سلامتی داشته باشید
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه عزیزان
عید همتون مبارک باشه
انشاالله سال خوب و پر باری همراه با موفقیت و سلامتی داشته باشید
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه بچه ها
یه اهنگ گذاشتم برای دانلود از کسانی که این اهنگ رو گوش نکردند خواهش میکنم دانلود کنند
و حتما گوش کنند
من این اهنگ رو خیلی دوست دارم میدونم شما هم عاشقش میشین
خواننده: احسان خواجه امیری
نام اهنگ: برای اخرین بار
براي آخرين بار ، خداكنه بباره
تو اين شب كويري ، يه قطره از ستاره
هميشه بودي و من ، تو رو نديدم انگار
بگو بگو كه هستي ، براي آخرين بار
وقتي دوري ، تنهايي نزديكه
قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه
چه لحظه ها كه بي تو ، يكي يكي گذشتن
عمرمو بردن اما ، يه لحظه بر نگشتن
تو چشم من نگاه كن ، منو به گريه نسپار
حالا كه با تو هستم ، براي اولين بار
براي آخرين بار
وقتي دوري ، تنهايي نزديكه
قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه![]()
![]()
شاگردي از استادش پرسيد:''عشق چيست؟''استاد گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور.امّا در هنگامه عبور از گندم زاربه ياد داشته باش که نميتواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!!!.شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي برگشت.استاد پرسيد:''چه آوردي؟''شاگرد با حسرت جواب داد:''هيچ!!هر چه به جلو ميرفتم،خوشه هايه پر پشت تر ميديدم و به اميده پيدا کردنه پر پشت ترين،تا انتهايه گندم زار رفتم. ''استاد گفت:''عشق يعني همين
من میدونم که روزی خواهم مرد ، پس مرا در خاک می گذاريد من رو در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدونند که سیاه بخت بودام چشمان من رو باز بگذارید ، تا تمامی جهان بدونند که چشم انتظار از این دنیا رفته ام دستم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدونند که من به آنچه می خواستم نرسیدم و در آخر یک پارچه سیاه بر تابوتم بکشید ، تا همگان بدونند هر چه ظلمت بود کشیدم من اين روتقدیم می کنم به کسی که برام عمردوباره بخشید به عزیزم که عزیزترازهرکسی برای من است دوستت دارم وهمیشه هم خواهم داشت تا آخرين نفس
![]()
![]()
![]()
.jpg)
عید همتون مبارک
مخصوصا دوستای خوبم که همشونو دوست دارم از ته ته ته ته ته ته اعماق قلب
تیکه پاره شدم![]()
سلام به همه بچه ها
مخصوصا بچه های دانشگاه خودمون
امدم که عید رو پیشاپیش به همه تبریک بگم
واقعا دلم برای همه دوستام تنگ شده
احسان بابک محمد هادی حمید
اون احسان اون یکی دیگه
احسان ر![]()
همه و همه
همتونو دوست دارم از ته اعماق ته ته ته قلبم
وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم
بوسه یعنی سر فصل کتاب عاشقی ........ بوسه یعنی رمز وار د دله ا شدن ........ بوسه یعنی اتش زدن بر جسم و جان ........ بوسه یعنی عشق من با من بمان
روز ها كه تنها بودي گمشده ي دريا بودي قايق تو شكسته بود تنــت نهيف خسته بود فانوس دريا يت شدم عشق اهورايت شدم گذشتم از هر هوســــــــــــــــــي تا تو به مقصد برسي
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
از گل پرسيدن عشق چيست؟گفت از من خوشبوتر است.از پروانه پرسيدن عشق چيست؟گفت از من زيباتر است.از شمع پرسيدن عشق چيست؟گفت از من نورانيتر است.از عشق پرسيدن تو چي هستي؟گفت يک نگاه بيش نيستم
من میگم آدم بايد تويه عاشقی مثله سيگار باشه ، با اينکه ميدونه آخرش زيره پا لهش ميکنن ، ولی بازم تا اخرش به پايه آدم ميسوزه.....
به یکی گفتم میخوای دوستیتو ثابت کنی اول صداقتتو ثابت کن و اگه میخوای صداقتو ثابت کنی دروغ نگو و اگه میخوای دروغ نگی کمتر بگو دوستت دارم و اگه میخوای کمتر بگی دوستت دارم بیش از هر چیزی دوستتو ثابت کن
عزیزان نظر یادتون نره ![]()
با سلام به همه دوستان
بعد از مدت زیادی امدم
اینم فرهنگ لغت اسم ها
|
اسامی پسرها |
|
معنی نام |
|
|
يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه، پدر فريدون |
|
|
آتـش |
آتـش |
|
نام فرمانده لشگر بابک خـرمدين، تـزيـين و آرايش |
آذين |
|
نام فرشته اي |
آراد |
|
ساکت |
آرام |
|
نام پدر زن داريوش کبـير |
آرتان |
|
يکي از پهـلوانان سنـتي ايران |
آرش |
|
بسيار نيرومند، پدر بزرگ داريوش کبـير |
آرشام |
|
هـدف |
آرمان |
|
يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه |
آرمين |
|
نام باستاني ايران |
آريا |
|
داراي خلق و خوي آريايي، نام پسر داريوش |
آريامنش |
|
منسوب به نژاد و قوم آرين يا آريايي |
آريانا |
|
مربوط به نژاد آريا |
آرين |
|
آزاد |
آزاد |
|
خاص و خالص، پاک و پاکيزه |
آويژه |
|
پاره آتش |
اخـگر |
|
يکي از شخـصيتهاي شاهـنامه |
اردشير |
|
اردلان | |
|
يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه |
اردوان |
|
يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه |
ارژنگ |
|
شير |
ارسلان |
|
تخـت |
ارشيا |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
اسفنديار |
|
بنيانگذار سلسله اشکانيان |
اشکان |
|
شريک، معاون، رفيق |
افشار |
|
نام سردار ايراني |
افشين |
|
آرزو |
|
|
شاه |
امير |
|
جاودان |
انوش |
|
نام يکي از پادشاهان ايراني در زمان ساسانيان |
انوشيروان |
|
ادراک |
اورنگ |
|
نام يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
ايرج |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
|
|
نام نوازنده نامي دربار خسرو پرويز |
باربد |
|
آغاز صبح |
بامداد |
|
نام نوازنده نامي دوران ساسانيان |
بامشاد |
|
|
بامين |
|
نام يک شاهزاده(برادر کمبودجيه پسر کوروش)ر |
برديا |
|
يکي از سرداران يزدگرد ساساني |
برسام |
|
جوان |
برنا |
|
بلند بالا، نام پسر سهراب |
بروز |
|
نام پهلوان ايراني، نام پسر گرشاسب |
برزن |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
بزرگمهر |
|
به دين |
به آئين |
|
نگهبان |
بهبد |
|
|
بهراد |
|
مريخ، يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
بهرام |
|
رنگ نيک |
بهرنگ |
|
روز خوب و نيک |
بهروز |
|
کسي که به نيکي زاده شده |
بهزاد |
|
يازدهمين ماه ايراني، نام يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
بهمن |
|
داراي مش و کردار شايسته |
بهمنش |
|
مشهور |
بهنام |
|
نام شاهان هند |
بهنود |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
بيژن |
|
ايراني، مقدس |
پارسا |
|
نامي آذري به معناي پروردگار |
پاشا |
|
رزمجو |
پرشان |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
پرويز |
|
نام يک پيامبر |
پرهام |
|
|
پژمان |
|
|
پوريا |
|
جستجو، جويا |
پويا |
|
آرزو |
پوژمان |
|
نام يکي از پهلوانان ايراني در زمان کيقباد |
پولاد |
|
آهنگساز دوران خسرو پرويز ساساني |
پهلبد |
|
پيام |
پيام |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
پيروز |
|
نام برادر شاپور اول |
پيروزان |
|
قبول |
پيمان |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
تورج |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
تهماسب |
|
نام يکي از شاهان ايراني |
تهمورث |
|
تيرداد | |
|
تيمور | |
|
ابدي |
|
|
نام شاهي باستاني، يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
جمشيد |
|
دارنده جهان |
جهاندار |
|
شاه جهان |
جهانشاه |
|
فاتح جهان |
جهانگير |
|
مدافع |
حامي |
|
هديه اي از طرف خدا |
خداداد |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
خسرو |
|
نام يکي از شاهان هخامنشي |
خشايار |
|
|
|
|
ثروتمند، يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
دارا |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
داراب |
|
نام يکي از شاهان هخامنشي |
داريوش |
|
|
دانوش |
|
رامبد | |
|
رامين | |
|
نوازنده معروف زمان ساسانيان |
رامتين |
|
درخشان |
رخشان |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
رستان |
|
|
روزبه |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه ( پدر رستم )ر |
زال |
|
زامياد | |
|
نام يک پيامبر |
زرتشت |
|
زند | |
|
بنيانگذار عهد ساساني |
|
|
رهبر |
سالار |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
سام |
|
خانه، سامان |
سامان |
|
بالا مقام |
سامي |
|
آسمان |
سپهر |
|
|
سروش |
|
شاهزاده |
سنجر |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه ( فرزند رستم )ر |
سهراب |
|
مرد سياه مو |
سيامک |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
سياوش |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
شاپور |
|
صورت شاه |
شاهرخ |
|
خواست شاه |
شاهکام |
|
باز ( پرنده اي کوچکتر از عقاب )ر |
شاهين |
|
سزاوار |
شايا |
|
سزاوار |
شايان |
|
شروين | |
|
ستاره دنباله دار |
شهاب |
|
شاهين دربار |
شهباز |
|
نام پادشاهي |
شهرام |
|
هديه شهر |
شهرداد |
|
رودي بزرگ |
شهروز |
|
شاه |
شهريار |
|
دوست شاه |
شهيار |
|
اعتماد |
|
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
فرامرز |
|
راست |
فربد |
|
عالي |
فرجاد |
|
شاد |
فرخ |
|
شاد به دنيا آمده |
فرخزاد |
|
|
فرداد |
|
بهشت |
فردوس |
|
|
فردين |
|
تولد باشکوه |
فرزاد |
|
سزاوار |
فرزام |
|
عاقل |
فرزان |
|
دانا |
فرزين |
|
شاد |
فرشاد |
|
|
فرشيد |
|
بالا |
فرناز |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
فرود |
|
جوهر |
فروهر |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
فرهاد |
|
فرهنگ |
فرهنگ |
|
فرهود | |
|
يکي از شحصيت هاي شاهنامه |
فريبرز |
|
منحصر بفرد |
فريد |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
فريدون |
|
پيروز، پيروزي |
فيروز |
|
موفق |
|
|
آرزوي شاد |
کامشاد |
|
موفق |
کاميار |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کسرا |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کاوه |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کاووس |
|
کورس | |
|
بنيانگذار سلسله هخامنشي در ايران |
کورش |
|
کوشنده، سخت کوش |
کوشا |
|
شاه، مدافع، محافظ |
کيا |
|
شاهان |
کيان |
|
کيارش | |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کيانوش |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کيخسرو |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کيقباد |
|
جهان |
کيوان |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
کيومرث |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
گباد |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
گشتاسب |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
گودرز |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
گيو |
|
مازيار | |
|
ماکان | |
|
نقاشي که خود را پيامبر معرفي مي کرد |
ماني |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
منوچهر |
|
مهبد | |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
مهراب |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
مهران |
|
هديه آفتاب |
مهرداد |
|
نوزاد آفتاب |
مهرزاد |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
مهرک |
|
رنگ آفتاب |
مهرنگ |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
مهيار |
|
تولد |
ميلاد |
|
مشهور |
نامدار |
|
مشهور |
نامور |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
نريمان |
|
روشنايي |
نوري |
|
بشادي زائيده شده |
نوشزاد |
|
خبر خوش |
نويد |
|
کوچک |
نميا |
|
شنونده |
نيوشا |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
هرمز |
|
|
هوتن |
|
دانا |
هوشمند |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
هوشنگ |
|
دانا |
هوشيار |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
هومان |
|
نيک انديش |
هومن |
|
|
ورشاسب |
|
نامي آذري - بمعني جاويد |
ياشار |
|
آبگينه |
|
|
نام يک شاهزاده ايراني |
آتوسا |
|
آتش، نهمين ماه ايراني |
آذر |
|
نام پسر مهرنوش پسر اسفنديار |
آذرافروز |
|
صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر |
آذرخش |
|
نام گلي است برنگ سرخ |
آذرگون |
|
پاکدين |
آذرنوش |
|
|
آرا |
|
آرزو |
آرزو |
|
آزاد، رها |
آزاده |
|
نام يک شاهزاده ايراني |
آزيتا |
|
زينت آلات |
آزين |
|
مانند |
آسا |
|
تشويق |
آفرين |
|
نام گلي |
آلاله |
|
الهه آب |
آناهيتا |
|
صدا |
آوا |
|
آويز |
آويزه |
|
آهو |
آهو |
|
ستاره، نام گلي |
اختر |
|
سياره ارانوس |
ارانوس |
|
نام درختي که گل و شکوفه سرخ رنگ مي دهد |
ارغوان |
|
رنگ ارغواني روشن، نام گلي |
ارکيده |
|
هديه |
ارمغان |
|
تاج |
افسار |
|
افسانه |
افسانه |
|
طلسم و جادو |
افسون |
|
پاشيدن |
افشان |
|
الناز | |
|
خوشبخت |
انوشه |
|
نام کشور ايران |
ايران |
|
دختر ايران |
ايران دخت |
|
خانم، متشخص، زن مجرد |
|
|
کريستال |
بلور |
|
گل بنفشه |
بنفشه |
|
دختر و دوشيزه هدهد، نام مرغ حضرت سليمان |
بوبک |
|
بوس، بوسيدن |
بوسه |
|
فصل بهار |
بهار |
|
بهار کوچک |
بهارک |
|
آورنده بهار |
بهاره |
|
بهترين ناز |
بهناز |
|
بهترين صورت |
بهرخ |
|
منحصر بفرد |
بيتا |
|
پديده، چيز جديد |
پديده |
|
اسم يک پرنده |
پرستو |
|
ابريشم |
پرند |
|
پري |
پري |
|
داراي صورتي همچون پري |
پري رو |
|
جمع پري |
پريا |
|
داراي صورتي همچون پري |
پريچهر |
|
زاده پري |
پريزاد |
|
مانند پري |
پريسا |
|
داراي صورتي همچون پري |
پريوش |
|
پرتو |
پرتو |
|
پروانه |
پروانه |
|
نام يک صور فلکي |
پروين |
|
سپيده دم |
پگاه |
|
نوعي پرنده |
پوپک |
|
موفق |
پوران |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
پوران دخت |
|
موفق |
پوري |
|
نام گلي |
پونه |
|
جام شراب |
پيمانه |
|
ارتباط |
پيوند |
|
ستاره |
تارا |
|
آهنگ، نغمه |
ترانه |
|
مسيحي |
ترسا |
|
نام کشور دشمن ايران در شاهنامه |
توران |
|
نوعي پرنده |
توکا |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
تهمينه |
|
سفال |
تينا |
|
نام يک صور فلکي |
ثريا |
|
جوان، گل جوانه |
|
|
|
چليپا |
|
ياد، يادگاري |
خاطره |
|
خندان |
خندان |
|
|
خجسته |
|
آفتاب |
خورشيد |
|
ستاره اي درخشان که مانند گوهر مي درخشد |
|
|
آرام دل |
دلارام |
|
مليح، خوش قلب |
دلبر |
|
جذاب |
دلکش |
|
دريا |
دريا |
|
جهان |
دنيا |
|
آرامش |
رامش |
|
پرمعني |
رسا |
|
روشنايي، نام شاهزاده ايراني که اسکندر بخاطر او تخت جمشيد را نابود کرد |
رکسانه |
|
روح، روان |
روان |
|
يک از شخصيت هاي شاهنامه، مادر رستم |
رودابه |
|
نور کوچک |
روشنک |
|
آزاد |
رها |
|
|
ريما |
|
حرير، زربافت |
زري |
|
طلايي |
زرين |
|
دختر طلايي |
زرين دخت |
|
زويا | |
|
سياره زهره(ونوس)ر |
زهره |
|
زيبا، قشنگ |
زيبا |
|
شبنم |
ژاله |
|
ژيلا | |
|
|
|
|
جام شراب |
ساغر |
|
سالومه | |
|
نام گلي |
ساناز |
|
سايه |
سايه |
|
نور اول صبح |
سپيده |
|
ستاره |
ستاره |
|
زن زيبا، درخت سروناز |
سروناز |
|
ياسمن |
سمن |
|
سميلا | |
|
سميرا | |
|
سنا | |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
سودابه |
|
رز قرمز |
سوري |
|
شعله ور، درحال سوختن |
سوزان |
|
نام گلي |
سوسن |
|
قسم خوردن |
سوگند |
|
سپتا | |
|
صورت، رخ |
سيما |
|
نقره اي |
سيمين |
|
شاد |
|
|
شادي، خوشحالي |
شادي |
|
سلطنتي |
شاهين |
|
شبنم(ژاله)ر |
شبنم |
|
جرقه |
شراره |
|
شروين | |
|
شعله، آتش |
شعله |
|
شکوفه |
شکوفه |
|
جلال، زرق و برق |
شکوه |
|
نوعي آهو |
شوکا |
|
بانوي شهر |
شهربانو |
|
زاده شهر |
شهرزاد |
|
عشق شهر |
شهرناز |
|
شاهزاده |
شهزاده |
|
زن سياه چشم |
شهلا |
|
عشق شاه |
شهناز |
|
|
شيدا |
|
آفتاب، درخشان |
شيده |
|
ظريف، شيرين |
شيرين |
|
زن شيرين و حساس |
شيرين بانو |
|
افسون شده |
شيفته |
|
شيما | |
|
فريبا |
شيوا |
|
شراب |
صهبا |
|
پاک، خالص |
طاهره |
|
طلا |
طلا |
|
عسل |
عسل |
|
آهوي کوهي |
غزال |
|
آهوي کوهي |
غزاله |
|
طنازي |
غمزه |
|
غنچه گل |
غنچه |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
|
|
خوشي |
فرحناز |
|
شاد |
فرخنده |
|
عاقل |
فرزانه |
|
فرشته، پري |
فرشته |
|
عشوه گر |
فرناز |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
فرنگيس |
|
درخشان |
فروزان |
|
درخشان |
فروزنده |
|
روشني |
فروغ |
|
مليح |
فريبا |
|
پرارزش |
فريده |
|
ستوده |
فرين |
|
فيروزه |
فيروزه |
|
عاشق |
فيلا |
|
گل قاصدک |
قاصدک |
|
مقدس، فرشته |
قدسي |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
|
|
ماده اي که مس را به طلا تبديل مي کند |
کيميا |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
گردآفريد |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
گرديا |
|
چشمان |
گلاره |
|
گلبانو | |
|
گل فصل بهار |
گلبهار |
|
گلپري | |
|
باغ گل |
گلشن |
|
گل انار، به زيبايي گل |
گلنار |
|
گلنسا | |
|
رنگ قرمز گل رز |
گلي |
|
نوعي آهنگ |
گيتا |
|
جهان، دنيا |
گيتي |
|
|
گيسو |
|
نام گلي |
لادن |
|
گل لاله |
لاله |
|
ليدا | |
|
شبانه |
ليلا |
|
نام گلي |
ليلي |
|
مانند |
|
|
نام يک شاهزاده |
ماندانا |
|
نقاشي که خود را پيامبر معرفي کرد |
ماني |
|
وجوه ماه |
ماهدخت |
|
کسي که صورتش مانند ماه باشد |
ماهرخ |
|
مرجان |
مرجان |
|
مرجان |
مرجانه |
|
مرمر |
مرمر |
|
ملکه |
ملکه |
|
يکي از شخصيتهاي شاهنامه |
منيژه |
|
مرواريد |
مرواريد |
|
گل مريم |
مريم |
|
خبر خوش |
مژده |
|
مژه ها |
مژگان |
|
مست |
مستانه |
|
ميشا | |
|
نام يک الهه |
مونا |
|
مثال ماه |
مهتا |
|
مثال ماه |
مهتاب |
|
مهر انگيز |
مهر انگيز |
|
نور آفتاب |
مهرناز |
|
مهرنوش | |
|
خورشيد، مهربان |
مهري |
|
ماه، مهتاب |
مهسا |
|
درخت گل ياس |
مهستي |
|
مهشيد | |
|
نور ماه، شکوه ماه |
مهناز |
|
مهنوش | |
|
مثال ماه، زيبايي |
مهوش |
|
دختر ماه |
مهين |
|
نام يک الهه |
ميترا |
|
مينا |
مينا |
|
|
مينو |
|
شوق آفرين |
|
|
گل زيبا |
نازگل |
|
خوش قلب |
نازنين |
|
زيبا |
نازي |
|
زيبا |
نازيلا |
|
نام يک درخت |
ناژين |
|
ونوس، ستاره زهره |
ناهيد |
|
صدا |
ندا |
|
نام گلي |
نرگس |
|
نام گلي |
نسترن |
|
رز وحشي |
نسرين |
|
ترانه، آهنگ |
نغمه |
|
خوش قلب |
نگار |
|
نگاه |
نگاه |
|
سنگ روي انگشتر و جواهرات |
نگين |
|
نوا |
نوا |
|
شادي خلق |
نوش آفرين |
|
شيرين |
نوشين |
|
نهال |
نهال |
|
خوب، زيبا |
نيکو |
|
خوبي |
نيکي |
|
نام گلي(زنبق آبي)ر |
نيلوفر |
|
شنونده |
نيوشا |
|
آرزو |
|
|
آشکار |
ويدا |
|
هديه |
هديه |
|
وجود |
هستي |
|
پرنده اي افسانه اي |
هما |
|
حيرت انگيز |
هنگامه |
|
گل ياس |
ياس |
|
گل ياس |
ياسمن |
|
تنها، يگانه |
يکتا |
|
تنها، يگانه |
يگانه |
|
نام بلندترين شب سال |
نظر یادتون نره بابا ![]()