تبليغاتX
. - زندگی یعنی این

.

زندگی یعنی این

سلام به همه بچه ها

امدم تا یه مطلبی رو تو وبلاگم بذارم البته از جایی کپی کردم

البته باید ویدئو اونو دیده باشید تا بفهمید که من دارم


این آهنگی که انتخاب کردم بیشتر به خاطر ویدئوی قشنگشه...شاید وقتی ترجمش رو می خونید متوجه نشید ولی وقتی با ویدئوش برین جلو امکان نداره آخر آهنگ گریه نکنید!!!!

اول آهنگ رو از هر جا که دوست دارین دانلود کنید و بعدش هم برین شعرش رو بخونید...این آهنگ رو به همتون پیشنهاد می کنم!
(دیگه هیچ آهنگی رو سر قبر نمی ذارم!!)

Someday
یه روزی

How the hell did we wind up like this
Why weren't we able
To see the signs that we missed
And try to turn the tables
چه طور ما این جوری به پایان رسیدیم
چرا نمیتونستیم
نشانه هایی که گم کرده بودیم رو بیبینیم
و سعی می کردیم مشکلات رو گردن هم دیگه بندازیم

I wish you'd unclench your fists
And unpack your suitcase
Lately there's been too much of this
Dont think its too late
آرزو داشتم که پاهات شل بشن و از رفتن منصرف بشی
و دوباره چمدون وسایلت رو که جمع کرده بودی رو باز کنی
این چند روزا یکم مشکلات جلوی پامه
اما فکر نکن برای حلشون دیره

Nothin's wrong
just as long as
you know that someday I will
همه چیز درست می شه
به همون زودی که تو می دونی
و من هم می دونم

Someday, somehow
gonna make it allright but not right now
I know you're wondering when
(You're the only one who knows that)
Someday, somehow
gonna make it allright but not right now
I know you're wondering when
یه روز,یه جوری
همه چیز رو رو به راه می کنم,ولی نه الآن
می دونم که خیلی دوست داری بدونی کی
(تو خودت تنها کسی که می دونی کی همه چیز درست می شه)
یه روز,یه جوری
همه چیز رو رو به راه می کنم,ولی نه الآن
می دونم که خیلی دوست داری بدونی کی

Well i hoped that since we're here anyway
We could end up saying
Things we've always needed to say
So we could end up staying
Now the story's played out like this
Just like a paperback novel
Lets rewrite an ending that fits
Instead of a hollywood horror
اشکال نداره,خیلی امید وار بودم از وقتی که بهم رسیدیم
بتونیم در مواقع سخت و ناراحتی هم واسه هم حرف بزنیم
مشکلاتی که ما داشتیم فقط با گفتن حل می شد
ای کاش با هم حرف می زدیم
حالا داستان این جوری پیش رفته
زندگیمون درست مثل یه کتاب داستانه
بیا دوباره یه پایان دیگه براش بنوسیم و این پایان غمگین رو عوض کنیم
انگار که ما دوتا قهرمان های هالیوودیم.

حالا می خوام براتون یه فیلم سینمایی 3 دقیقه ایی تعریف کنم..من خوب بلد نیستم توضیح بدم...اگه مفهوم نیست...دیگه مفهوم نیست دیگه...کاریش نمی شه کرد!!
توضیح ویدئوش:
یه دختری رو نشون می ده که یه روزنامه دستش و گریه می کنه...روزنامه رو پرت می کنه و می ره سمت چمدونش و شروع می کنه و جمع کردن وسیلش(خواننده:آرزو داشتم دوباره چمدون وسایلت رو که جمع کرده بودی رو باز کنی)
پسره می خواد گریه کنه و باهاش حرف می زنه ,دختره به حرفه پسره گوش نمی ده و چمدونش رو بر می داره...(خواننده:یه روز,یه جوری..همه چیز رو رو به راه می کنم,ولی نه الآن)
پسره روی میز می شینه نصف روزنامه رو نشون می ده(مردی در روی پل....)
<<<تا اینجا هر کی این ویدئو رو ببینه می گه:پسره یه غلطی روی پل کرده و دختره تو روزنامه خونده و داره از خونه ی پسره می ره.>>>
دختره می ره و سوار ماشینش می شه..پسره می اد جلوی ماشینش وا می سته..دیگه واقعإ پسره داره گریه می کنه..می ره و می زنه رو شیشه و ازش خواهش می کنه که نره...اون دختر فقط داره گریه می کنه و توجهی به پسره نمی کنه(خواننده:ای کاش با هم حرف می زدیم)
ماشین راه می افته و پسر هم نمی تونه جلو رو بگیره...ماشین با سرعت حرکت می کنه و پسر هم گریان پشت ماشین دختره می دوه تا بتونه بهش برسه
پسر با تمام قدرت دنبال ماشین دختر می دوه...بعد یه مدت وقتی می بینه دختر بهش اهمیتی نمی ده از دویدن منصرف می شه ,وامی سته.می خواد جوری نشون بده که دیگه ناراحت نمی شه که دختره بره(خواننده:همه چیز رو رو به راه می کنم,ولی نه الآن)
این وایستادن فقط چند ثانیس..پسره می بینه که نمی تونه بذاره دختره بره...دوباره با تمام قدرت شروع می کنه به دویدن دنبال ماشین دختره(خواننده:چه طور ما این جوری به پایان رسیدیم)
به ماشین دختره می رسه..چراغ قرمزه...ماشین دختره از یه چهار راه عبور می کنه و دختره با یه کامیون تصادف می کنه و ماشین خرد می شه(خواننده:حالا داستان این جوری پیش رفته و تموم شده)
پسر رو نشون می ده که دیده همسرش جلوی چشماش مرده...نمی تونه باور کنه..همه ی مردم خیابون می رن برای کمک...(خواننده:بیا این پایان غمگین رو عوض کنیم)
پسره گریان زل زده به لاشه ی ماشین دختره..که روح دختره از تو جمعیت بیرون می آد و می آد به سمت پسره...(خواننده:تو تنها کسی که می دونی کی همه چیز درست می شه)
دختره پسر رو بغل می کنه و اشکاشو پاک می کنه...همه چیز درست شده...دختره پسر رو بخشیده...(خواننده:همه چیز رو رو به راه می کنم)
دختره و پسره دست تو دست هم از کنار یه دکه ی روزنامه روشی رد می شن...حالا روزنامه رو کامل نشون می ده...(مرگ مردی به خاطر تصادف روی پل..و عکس پسره رو هم نشون می ده)

این شعر از زبون پسریه که مرده و می دونه اگه اونی که عاشقه الان از خونه بره بیرون اون هم می می ره..پس ازش خواهش می کنه که بمونه و چمدونش رو باز کنه...می گه اشکال نداره من نیستم...تو باش..همه چیز درست می شه و به نبودن من عادت می کنی.
اما به خاطر عشقی که اون دختر به پسر داره..دیگه زنده بودن بدون اون رو نمی خواد..پس سوار ماشینش می شه....پسر هر کاری می کنه نمی تونه جلوی کشته شدن دختره رو بگیره....بالاخره دختر هم کشته می شه و خندان از اینکه پیش کسی بر می گرده که دوستش داره.


نمی دونم خوب توضیح دادم یا نه؟! ولی این یکی از زیبا ترین ویدئو هاییه که من دیدم و آخرش هم احساساتی شدم!!!
باز نگین شبیه فیلم هندی و این چیزا شد ها...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 15:14  توسط امید  |